تبليغاتX
یک صفا و دو وفا - سفرنامه قبرس 4 (لیماسول)
داستان های یک خانواده با وفا و با صفا

 

پارک آبی لیماسول بسیار زیبا بود تقریبا 8 کیلومتری غربی شهر واقع شده بود اطرافش پر از درخت و محوطه بسیار زیبا و تمام اتاقک ها از چوب . شیوا خانم زحمت کشید و آمد بلیط برای ما خرید قیمت اونهم برای بزرگسال 35 یورو و بچه های زیر 7 سال 18 یورو و بچه اول هم مجانی ! که ما کلا 97 یورو دادیم و رفتیم تو خب همه جور استخر و سرسره بود استخر موج و استخر بچه ها و سرسره ها با ارتفاع مختلف ، چاله آبی ولی 2 تا استخر بود که من جائی ندیده بودم یکی سطل بزرگی بود که گنجایش نزدیک به 1000 لیتر آب رو داشت که توسط پمپ پر میشد و ارتفاع اون حدود 10 متر بود و یک سطح شیب دار در ارتفاع 3 متری زیر این سطل که وقتی آب به یک اندازه ای توی سطل می رسید این سطل معلق میشد و کل آبش می ریخت روس سطح شیبدار و بعد پخش میشد روی افرادی که پائین استخر بودند خیلی عالی بود و دیگری استخری بود که وسط اون یک چادر بادی مدور از آب بیرون اومده بود به ارتفع 5 متر و از راس اون آب روی سطح اون می ریخت از اطراف اون هم طناب آویزون بود که کمک میکرد که مردم برسند به نوک این گنبد بادی و از اون بالا خودشون رو سر بدهند یا با ورجه ورجه بپرند توی آب استخر . خلاصه ساعت 18 کم کم گفتند خوش اومدید ما هم جمع کردیم وسایل رو و اومدیم سمت ماشین و راه افتادیم به طرف شهر برای پیدا کردن محل جشنواره ش . ر.ا.ب که کنار خیابان ساحلی محلی رو دیدیم که تابلوی  جشنواره را دیدیم و ماشین را توی یکی از خیابان های اطراف پارک کردیم  و رفتیم به سمت محل جشنواره بلیط برای بزرگسالان 5 یورو و برای بچه ها 2 یورو بود خریدیم و وارد شدیم محوطه جشنواره یک پارک اندازه پارک دانشجو را در نظر بگیرید به محض ورود در فاصله 50 متری درب یک گروه موسیقی حدود 50 نفر زیر یک مجسمه بزرگ مردی که با لباس محلی که در دستش بطری ش.ر.ا.ب بود در حال نواختن موزیک بودند و سمت چپ دکه ای بود که شیشه های پلاستیکی مخصوص و گیلاس های مخصوص با آرم جشنواره می فروختند . چون آشنا نبودیم فکر کردیم که برای یادگاری می فروشند برای همین سعی کردیم ببینیم دور و بر مون چه خبره دکه های مختلف در اطراف مسیر حرکت بود که از باقلوا تا کباب خوک و پیتزا هات می توانستی پیدا کنی و بخری و بخوری و ضمن اینکه دکه  هائی بود که مردم شیشه یا گیلاس میدادند و برایشان از ش.ر.ا.ب پر میکردند من از یکی از این دکه ها پرسیدم چه قیمته که گفت مجانیه !!!! ولی باید شیشه یا گیلاس رو بخرید ! ما هم رفتیم ورودی پارک و یک گیلاس و یک شیشه خریدیم . شیشه یک یورو و گیلاس دو یورو که قبض خرید شیشه رو به این دکه ها میدادی و یکبار شیشه رو پر میکرد ولی گیلاس رو مجانی هر چند بار که میخواستی پر میکرد . مسئول داخل دکه پشتش دو تا شیر بود که یکی نوشیدنی با مزه گس و دیگری شیرین بود البته قرمز و دکه های دیگه که حدود 10 یا 12 تا بودند سفید هم داشتند که همه یک جور سرویس میدادند و خنک و تگری جای کسانی که می نوشند واقعا خالی بود . خلاصه در حال چرخیدن و دیدن  بودیم که دیدیم صدای ساز که شامل سازی شبیه به تار و ویلون بلند شد و صدای موزیک یونانی اون محوطه که ما بودیم پر کرد دیدیم که تشتی چوبی به قطر 3 متر در ارتفاع 1 متری زمین قراردادند و آقائی خپل با لباس محلی قبرسی داخل تشت در حال رقصیدنه رفتیم کنار تشت دیدیم که با یک پله کان چوبی کنار تشت هست برای رفتن داخل تشت و اطراف جا برای ایستادن ، داخل تشت انگور قرمز می ریزند و این آقا با رقصیدن انگورها رو له میکنه و یکی یکی هر کدوم از بازدید کنندگان اعم از خانم و آقا می رفتند بالا و با این آقا به صورت سمبلیک می رقصیدند . بسیار جالب بود حدود یک ساعتی اونجا مشغول بودیم و حسابی خوش گذشت بعد رفتیم یک گوشه دیدیم که ارکستر 8 نفره ای موزیک های پاپ قبرسی را می نوازند و دختر خانم خوشگلی خواننده این گروه بود و مرد و زن در محوطه اونجا در حال رقصیدن بودن . ساعت حدود 10 شب بود که به نظر میومد تقریبا مردم حسابی سرشون گرم شده بود چون صحنه های جالبی اونجا دیدیم از جمله خانم پیری حدود 90 ساله با عصا وسط این جمع در حال رقصیدن بود و اصلا هم حاضر به استراحت نبود و یا دوجوان حدود 30 یا 35 ساله روس که به جای رقصیدن پشتک وارو و حرکات آکروباتیک انجام میدادند خلاصه وضعیتی بود اما با انواع ش . ر.ا.ب آشنا شدیم وجالبه که اونجا تست کردن مجانی بود برای همین جهت بالا بردن اطلاعات عمومی و رفع فضولی یک کرس تشخیص این نوشیدنی رو بنده گذروندم و فکر میکنم نمره خوبی هم بگیرم و جالبه یک نوع از این نوشیدنی بود به نام "شیراز" و جز خوبهای دنیاست . خلاصه می چرخیدیم و اطلاعات مزه ای کسب میکردیم ساعت 1 نصفه شب بود که تصمیم گرفتیم برگردیم چون باید 60 کیلومتر رانندگی میکردم و بچه ها هم دیگه خسته شده بودند که آمدیم به سمت خروجی که ارکستر بزرگ جلوی در ورودی آهنگ زوربا رو زد و چیزی نزدیک به 500 نفر توی محوطه در حال رقصیدن بودند به قدری مزه داد این آهنگ که همچین شنگول ترمون کرد بعد هم بیلی جین مایکل جکسون و ساتردی نایت فور – بی جیز و من پیرمرد رو از شنگولی به خرکیفی  رسوند .که حدود ساعت 2 بود که از پارک آمدیم بیرون و به سمت ماشین و حرکت به سمت لارناکا که یک جائی مسیر اصلی خراب بود و مجبور شدیم از جاده فرعی برویم که گم شدیم و از یک مغازه پرسیدیم که راهنمائی کرد و حدود ساعت 4 در هتل بودیم و تخت خواب .

از نکات جالب این جشنواره کباب دنده خوک و گوسفند بود که به سیخهای بزرگ روی منقل های ذغالی بزرگ که هر منقل حدود 150 سیخ روی اون جا میگرفت و اتوماتیک سیخها روی منقل می چرخید . قیت یک پرس پورک 9 یورو و گوسفند 6 یورو بود (جهت اطلاع ) و دیگری استفاده زیاد از موزیک های دهه70 و  80 و اوایل دهه 90  بود نمیدونم شاید به افتخار ما اینطوری بود .

مورد جالب دیگه اینکه یک گروه موسیقی که میخواستند مستقر بشوند و من رفتم از مسئولش که داشت با آمپیلی فایر ور میرفت به انگلیسی پرسیدم کی برنامه اینجا شروع میشه ؟ اونهم به فارسی به من گفت : نیم ساعت دیگه !!!!

نتیجه اخلاقی : از نظر شاد بودن کلا ما ولمعطلیم !

پی نوشت 1 : سایت تینی پیک را معمولا برای گذاشتن عکس استفاده میکنم که فیلتره و همه نمی توانند ببینند و چند تا سایت دیگه هم بود که اونها هم فیلترند . لطفا راهنمائی بفرمائید تا سفرنامه قبرس 1 تا 4 به روایت تصویر را بگذارم .

پی نوشت 2 : معمولا تا ساعت 12 شب روز دوشنبه است !‌

ارادتمند وفا        

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت 20:2  توسط صفا و وفا و پانته ا  |