تبليغاتX
یک صفا و دو وفا - جشن شکوفه ها در پیش است
داستان های یک خانواده با وفا و با صفا
دختر کوچولوی ما یک روزی با آمدنش زندگی مان را رنگارنگ کرد و با اولین خنده ها و غلت زدن و سینه خیز رفتن و گام برداشتن و صحبت کردن و ... متعجب و شادمان کرد و
فردا دبستان را در مدرسه دولتی شهدای رسانه منطقه۶ آموزش و پرورش تهران آغاز می کند.

با اینکه از دو سالگی نظم و کلاس را در مهدکودک تجربه کرده و خیلی خوب می تونه گلیمش را از آب بیرون بکشه ولی محیط مدرسه خیلی با فضای مهدکودک متفاوته و این تفاوت برای ما نگرانی و برای پانته آ شادی و شوق به همراه آورده است.
عده زیادی از کلاس اولی های مدرسه پانته آ، دوستان مهدکودکی و همکلاسهای چندین چندساله او هستند. (پریسا، پریا، هما، زهرا، آرمیتا، ساینا، ...) که شاید سابقه دوستی شان بیش از نیمی از سنشون باشه.
هنوز روپوش های کلاس اولی ها را مدرسه تحویل نداده و قراره فردا ساعت ۸ روپوش تحویل دهند و ساعت ۹ جشن آغاز می شود. (امیدوارم در آموزش و موارد مهمتر دقیقه نودی نباشند)
از فردا زندگی، چهره جدیدی از خودش به من و وفا و پانته آ نشان خواهد داد و امیدوارم که زیبا تر از قبل باشه و با تمام دلشوره ای که دارم امیدوارم که ۱۲ سال تحصیلی آینده سالهای خوب و خوش و قطعا پرکاری باشه و در نهایت نتیجه دلخواه را بگیریم.
باورم نمیشه که سال دیگه پانته آ بتونه خودش کتاب بخونه و آرزوی خوندن تابلوهای توی بزرگراه ها و زیرنویس فیلمها برایش برآوره خواهد شد.
امسال دوستان زیادی دارم که فرزندانشان کلاس اولی هستند و همگی حس مشترک نگرانی را یدک می کشیم و همچنین خوشحال از بزرگ شدن بچه ها ، یک حس گس و دو مزه

برای تمامی اونها از جمله : سامی عزیز و بانمک و آریانای مهربان و علی جان پلنگ و کیوان خوشتیپ و بهار نازنین و ... همه کلاس اولی ها به همراه پانته آ آرزوی موفقیت و سعادت و شادی و سلامت دارم.

ارادتمند صفا

پینوشت:
۱- فتوبلاگ با تعدادی از عکسهای سفر قبرس به روز شده است.
۲- امروز دو خبر تکان دهنده دریافت کردم و می دونم که اثرشان به روی زندگی مان بسیار خواهد بود. ولی فعلا نمی خواهم لذت جشن شکوفه های با هیچ چیز دیگه ای مخلوط کنم . امروز و فردا در بست در اختیار کلاس اولی ناز و عزیزمان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 15:35  توسط صفا و وفا و پانته ا  |