بالاخره این انتخابات سه جانبه شورای نگهبان و شورای شهر و میاندورهای مجلس هم تمام شد . با اینکه چه کسی رای داده و چه کسی رای نداده کاری ندارم چون رای دادن انرژی هستهای یا همان حق مسلم ماست که در این جامعه زندگی میکنیم.
خارج از سایر مسائلی که در کلیه انتخابات دنیا صورت می گیرد فرقی هم نمیکند که در کجا باشی مثل صندوق باطل کردن ، رای های خالی را به نفع بعضی کاندیدا ها نوشتن و تقلب و رشوه و غیره ... که نمونه آن در سریال کیف انگلیسی به زیبائی نشان داده شد. اما چند نکته در مورد این انتخابات حرص من را درآورده که یکی یکی مینویسم .
- به نظر من شرکت در انتخابات حق هر فرد در این جامعه است این مسئله هیچ ربطی به شرعیات و وظایف ندارد .
چرا با هرکسی که مصاحبه میکنند می گوید :این وظیفه شرعی ماست که در این انتخابات شرکت کنیم و مجری با یک لبخند حماقت بار نگاه می کند و کلهاش را مثل بز اخوش تکان میدهد و خزعبلاتی که شامل یک سری کلمات قلمبه سلمبه زیباست که در مجموع آن هیچ معنی ندارد تحویل بینندگان میدهد. الحمدالله در ایام انتخابات میفهمیم بابا ما چقدر عمله اکله به عنوان مجری داریم .
به خصوص این مرتیکه خیابانی که در مزخرف سر هم کردن تخصص عجیبی دارد . من ندیدم کسی با پرروئی تمام مثل این بشر انقدر مزخرف بگه به قول دوستی میگفت بابا مزخرف گفتن هم هنریست که هر کسی نداره فقط سیاستمدارها و مجریان تلویزیون از این هنر به وفور در ذاتشان هست .البته مثل خیلی چیزهای دیگر استثنا هم وجود دارد .
- اگر قبول کنیم که آمریکا دشمن ماست و ماهم دشمن آمریکا و به خونش تشنه پس هر دفعه که در آمریکا هم انتخاباتی برگزار میشود مشت محکمی است در دهان ما !!! بابا این جه تعبیری از انتخابات است که هر رای ما مشت محکمی است در دهان دشمنان . یعنی زمانیکه بوش انتخاب شد ما دیگه دهنی برایمان باقی نمانده بود .
بابا چرا آمریکا باید با ما بد باشد؟ اصلا تعبیر ما از دشمن چیست ؟ وقتی ما اجناس آمریکائی را با چند برابر قیمت و توسط کشورهای دیگر با واسطه می خریم و سود چند برابر به جیب آمریکا می ریزیم مگه خره به ما جفتک بزنه ؟
وقتی در سعادت آباد نمایندگی یک بستنی فروشی آمریکائی باز میشه و کلیه مواد اولیه از آنجا میاید هیچکس هم صداش در نمی آید . یا در فروشگاه شهروند شما ظروف نسوز و نشکن آمریکائی را میبینی و یا کوکاکولا و فانتا مشهدی با لیسانس کوکاکولا آمریکا میبینی و هنوز هم فروش و پخش آن در ابهام است . معلومه آمریکا حاضره هرروز و هرساعت بگی مرگ بر آمریکا ولی ظهرش برنج و گندم آمریکائی را به چند برابر قیمت بخری و بخوری .
نمیدانم شاید دوربین باعث جوگیر شدن مردم می شود که این حرفهای کلیشهای و بدون فکر را به زبان میآورند یا از روی حماقت است نمیدانم .
- در زمان انتخابات همه چیز آزاد است از تلویزیون پخش شود . اگر خانمی لخت مادر زاد هم پای صندوق های رای حاضر شود تلویزیون به عنوان نشانه آزادی آن را پخش میکند . دیروز بارها و بارها دیدم خانمهایی که از نظر رژیم بیحجاب هستند را به قصد نشان می داد و زوم میکرد تا موها و آرایش آنها کاملا معلوم شود در حالیکه در روزهای عادی غیر ممکنه این اتفاق را شاهد باشیم .
- انقدر دیروز مزخرف از تلویزیون شنیدم و دیدم به عنوان انتخابات که اگر بخواهم بنویسم مثنوی صد من میشود تازه شاید کلا سه یا چهار ساعت به قصد نشستم تلویزیون دیدم .
من تا حالا در زمان رای گیری در یک کشور خارجی نبودم و نمیدانم چگونه است ولی خیلی دلم میخواهد بدانم آنجا هم از صبح تا شب تمام کانالهای تلویزیونی آنها به این موضوع به صورت آگران دیسمان شده میپردازند و یکسره در حال فحش دادن به کشورهای دیگر هستند یا فقط کشور ما مثل خیلی چیزهای دیگرش در این زمینه هم منحصر به فرد است ؟
ارادتمند وفا
کسی که دنبال چیزی می گردد قاعدتا" تحقیقات زیادی میکند تا اطلاعات کافی در مورد خرید آن جنس داشته باشد ما هم که دنبال آپارتمان هستیم از آدمهای نرمال چیزی کم نداریم بنابراین تا صحبت از آپارتمان می شود گوش ما هم به شدت تغییر شکل می دهد . ولی جالب اینجاست که هر موقع تصمیم به خرید یا معاوضه آپارتمانمان می گیریم نمیدانم چرا 20 میلیون کم داریم جالب اینجاست که این مبلغ در طول ادوار گذشته یک پارامتر ثابت است ولی امروز مقاله ای خواندم در مورد وضعیت آپارتمان که تا حدودی فهمیدم که کاملا ولمعطلیم .
مثلا هر دو نفر کار میکنیم شغل خوبی داریم ، تحصیلات خوبی داریم ،درآمد بدی نداریم ، اجاره نمیدهیم، ماشین به روز سوار میشویم، در زندگی خدا را صد هزار مرتبه شکر هیچ تنشی نداریم دختری داریم به قول دکتر امید زیباترین دختر هزاره سوم ولی بعضی وقتها آدم چیزهایی میشنود که به جای شاخ کرفس روی سر آدم سبز میشود برای همین عین گزارش را می آورم و نظر شما را هم خواستارم . نمیدانم شاید من ندید بدیدم و این چیزها به نظرم میآید شاید خیلی مسائل عادی است .
البته این را هم بگم من با وجود این آپارتمانها مشکل ندارم به نظر من باید باشه و همینطور آپارتمانهای کوچک و حقیرتر برای قشر پائینتر . چرا ؟ برای اینکه به قول پدرم هر موقع نمره کم میگرفتیم می گفت : بابا مملکت که فقط دکتر مهندس نمیخواد عمله سوپور حمال و ... هم میخواد در هر جامعه این اقشار با درآمد کمتر هم هستند و نیاز به مسکن هم دارند و به هر ترتیبی در نقطه ای باید ساکن شوند .
من مشکلم با تفاوت بین اقشار جامعه است که میشه گفت تقریبا طبقه متوسط نداریم یعنی یا پولدار یا فقیر و اینکه سردمداران صحبت از برابری و برادری و کوخ نشینان و کاخ نشینان و مستضعفین میکردند و طوری برخورد میکردند که اگر ۲۰۰۰ تومان تو جیبت بود احساس شرمندگی میکردی حالا کجا هستند که اینهمه تفاوت رو به فلانشان را هم حساب نمیکنند.
البته به قول مادربزرگم خلایق هرچی لایق شاید لیاقت ما بهتر از این نیست . شاید نمیدانم .
ولی خدایا بابت همه لطفت به خاطر همسر خوب و مهربانی که در مسیر زندگیم قرار دادی و دختر زیبا و عزیزی که ارزشش از همه کائنات بیشتر است و تمام داده هایت و نداده هایت ممنونم و میدانم که خیلی به من لطف کردی پس خیلی مخلصیم .
اینجا آپارتمان، متری6میلیون تومان است
اینجا تهران است، فرمانیه و دزاشیب، نیاوران، اقدسیه و زعفرانیه، تا به حال سری به بنگاههای مسكن این مناطق زدهاید؟ از قیمت مسكن در این مناطق پرسیدهاید؟ اگر نرفتهاید برای تفریح هم كه شده سری بزنید حتماً لذت خواهید برد. فقط مواظب باشید ناامید نشوید.
باورتان میشود كه در همین شهر تهران، شهری كه برخی برای گرفتن یك سرپناه كوچك به هر دری كه میزنند پول پیش و اجاره پیدا نمیكنند، هستند كسانی كه حاضرند برای یك آپارتمان 3 میلیارد تومان پرداخت كنند؟ بله 3 میلیارد تومان. اما چه باور كنید و چه باور نكنید چنین آپارتمانها و چنین مشتریانی وجود دارد.آپارتمانهایی كه به قول ظریفی انسان در آن جوان میشود.آپارتمانهایی كه دیگردر آن استخر و سونا و جكوزی دمده شده، در وصف آنها باید از كارواش و پشت بامهای به شكل بوستان طراحی شده سخن گفت.بله در همین تهران در كنار خانوارهایی كه به نان شبشان محتاج اند و خرید یك واحد 40_50متری در پایین ترین نقطه شهر و حتی فرسنگها دور از شهر را هم در مخیله و خوابهای خود نمیبینند هستند كسانی كه حاضرند میلیاردها تومان برای خرید یك واحد آپارتمانی پرداخت كنند.
*اینجا آپارتمان متری 6 میلیون تومان است
داوود خدابنده دارنده یك بنگاه املاك در میرداماد در مورد آپارتمانهای گران قیمت به خبرنگار فارس، گفت:آپارتمانهای شیك به قیمت بالاتر از 5/2 میلیون تومان در هر متر مربع فروخته میشوند كه در آن هر امكاناتی مانند پاركینگ، انباری، استخر، سونا و جكوزی وجود دارد.
وی علت قیمت بالای این آپارتمانها را به كار بردن مصالح خوب، نمای شیك ساختمان، استفاده از شیرآلات، دستگیره در و شیشههای خارجی دانست و گفت: فقط آشپزخانه این آپارتمانها بیش از 50 میلیون تومان میارزد كه با این پول میتوان یك آپارتمان معمولی برای یك خانواده متوسط تهیه كرد.
خدابنده بنگاهدار گفت: آپارتمانهای شیك معمولا دست كم 150 متر مربع و بیشتر وسعت دارند، تعداد اتاق خوابهای آنها هم 2، 3 و 4 اتاق است.
وی گفت: سازندگان این آپارتمانها، معماران به نام و مهندسان مشهور هستند، ولی خریداران آن افراد پولدار، بازاری، كارخانهدار، مدیران سیاسی و حتی كارمندان میباشند.
آپارتمانهایی كه در آن سنگهای بسیار شیك 60 در 60 سانتیمتر با ماركهای مختلف خارجی، كلید و پریزهای خارجی، سنگ گرانیتی بسیار شیك برای نمای ساختمان به كار رفته است.
*رهن آپارتمانهای اینجا100میلیون تومان است
خدابنده در پاسخ به این پرسش كه آیا آپارتمانهای لوكس فقط به فروش میرسد یا رهن هم داده میشود، گفت: رهن این آپارتمانهای 4- 3 خوابه 100 میلیون تومان است.
وی گفت:مالكان آپارتمانهای شیك حتی مشاوران ویژه در بنگاه املاك دارند، این مشاوران مشتریان را چندین بار برای بازدید از ساختمان میبرند تا اگر مورد پسند بود، بخرند.
خدابنده در پاسخ به این پرسش كه آیا ما را برای دیدن آپارتمانهای لوكس راهنمایی میكنید، گفت: ما قدم برداریم باید كنتور درآمد بیندازد، بیهوده كسی را برای دیدن آپارتمان نمیبریم.
*دوگانگی ویژگی كشورهای در حال توسعه
در حالی كه در همین پایتخت بسیاری از خانوادهها هرسال برای پیدا كردن یك دستگاه آپارتمان كوچك و جابجایی محل سكونت یكی دو ماه در اضطراب تهیه مكان و پول پیش(ودیعه) بیشتر باشند، عده ای هم در خریدن آپارتمانهای گرانقیمت با هم مسابقه میگذارند.
شبها كه از خیابان پایتخت میگذری، افراد فراوانی میبینی كه در زبالههای شهر به ویژه زبالههای رستورانها و ادارهها در جست و جوی یك لقمه پس مانده غذا هستند كه شكم خود را سیر كنند، برخی از ساكنان برجهای عاج در بزمهای شبانه و پارتیهای خود میلیون میلیون هزینه میكنند.
*آپارتمان 8/1 میلیارد تومانی در طبقه 54
گزارش خبرنگار فارس از مسئول فروش برج بینالملل حاكی است، برج 54 طبقه بینالملل تهران در تقاطع بزرگراههای كردستان و حكیم از طبقه نخست با پایه قیمت متری 2 میلیون و 370 هزار تومان شروع میشود و به ازای هر طبقه كه اضافه میشود، بین 40 تا 60 هزار تومان به قیمت هر متر مربع اضافه میشود.
بنابراین گزارش، كوچكترین آپارتمان برج یاد شده 160 متر مربع و آپارتمانهای بالاتر با متراژهای بالای 200 تا 300 متر میباشند.
بنابراین گزارش، قیمت هر متر مربع آپارتمان در طبقه 54 برج بلندمرتبه ایران با احتساب قیمت پایه 73/2 میلیون تومان و افزایش 40 تا 60 هزار تومان به ازای هر طبقه در نهایت متری 5 میلیون و 970 هزار تومان یعنی نزدیك به 6 میلیون تومان خواهد بود.
براساس این گزارش، خرید یك آپارتمان 300 متری بر فراز برج 54 طبقه حدود 8/1 میلیارد تومان هزینه در بردارد.
اكبریان یك جوان بنگاهدار نیز به خبرنگار فارس گفت: آپارتمانهای 2 و 3 خوابه معروف به Pent house با متراژهای 200 تا 300 متری هستند كه به قیمت 3 تا 5/3 میلیون تومان به فروش میرسند.
وی گفت: در این آپارتمانها همه گونه امكانات رفاهی مانند درهای التكرونیك، كلید برق حساس كه خود به خود با حضور انسان روشن میشوند، آشپزخانه با سرویس كامل، یخچال دو در ساید بای ساید (پهلو به پهلو)، گازهای فر، سرخ كن، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی، مایكروفر و هودهای خارجی آشپزخانه هستند.
این بنگاهدار در مورد مشتریان آپارتمانهای لوكس، گفت: خریدار این برجها كاسبان بازار، بازرگانان، صاحبان كارخانه، وكیلان دادگستری و پزشكان متخصص هستند.
شاگرد بنگاهی كه در خیابان نیاوران مشغول كار است، در پاسخ به مشتری كه گفت: ببخشید آقا آپارتمان با قیمت 100 میلیون تومان سراغ دارید، گفت: ارزانترین آپارتمان این منطقه 150 میلیون تومان است.
این جوان كه از ترس دعوای صاحبكارش حاضر نشد نام خود را بازگو كند و یا مصاحبه ای داشته باشد، با حسرت در پاسخ به این پرسش خبرنگار فارس كه ویژگی آپارتمانهای شیك چیست و نرخ خرید آنها چقدر است، گفت: این آپارتمانها همه امكانات رفاهی را دارند و قیمت آنها بین متری 3تا 5 میلیون تومان است.
وی ادامه داد: چه فایده ما كه همه اش كار میكنیم و آخر ماه 400 هزار تومان بیشتر نمیگیریم، ولی افراد پولدار هرچه بخواهند با پول تهیه میكنند، این آپارتمانها را فقط پولدارها میخرند.
چند روز پیش پانتهآ ازم پرسید:"ناف برای چیه؟ چه کار میکنه؟ همه ناف دارن؟" فکر کردم دیگه بزرگ شده و باید یک جواب تقریبا درست بهش بدم منم گفتم: آره مامان همه ناف دارن وقتی نینی بودی و هنوز به دنیا نیومده بودی و توی شکم مامان بودی نافت به یه بندی مثل لوله وصل بود و تو از اون غذا میخوردی اخه ..." پانتهآ در حالی که یک نگاه به نافش انداخت و یه دستی هم به دهانش کشید با بیحوصلگی حرفمو قطع کرد گفت: "آخه این چرت و پرتا چیه میگی"
یک دفعه هم پرسید "مامان کدخدا کیه؟" منم گفتم:" توی ده که یک شهر کوچیکه کدخدا رئیسه" پرسید "رئیس کیه؟" گفتم " رئیس مثل خانم کاشفی که توی مهد کوکتون رئیسه" جواب داد: " خانم کاشفی رئیس نیست اون فقط نشسته سلام میکنه" بعد هم رفت دنبال کارش
هفته گذشته پانتهآ و وفا سرما خورده بودند توی خونه مشغول استراحت و مامان پوری (مامان وفا) زنگ زد که احوال پرسی کنه از من حال همه رو پرسید و منم تعریف کردم که چی شده و چه کردیم بعد از من پانتهآ خواست با مادربزرگش صحبت کنه بعد از سلام و احوال پرسی مامان پوری پرسید: دیگه چه خبر و پانتهآ با دلخوری جواب داد: "هیچی دیگه همه رو مامانم گفت"
پانتهآ در پایان مکالمه تلفنی آدابی داره که فرقی نمیکنه با کی صحبت میکنه باید اونو اجرا کنه در ضمن این نشانه این هم هست که بسه دیگه میخواد صحبت تموم کنه آداب اینه که میگه "دوست دارم" بعد یک ماچ صدا دار محکم میفرسته و میگه "خداحافظ " منتظر جوابم نمیمونه گوشی رو قطع میکنه
منو و وفا از اینکه بچهها پدر مادرشونو به اسم صدا میکنند خیلی بدمون مییاد و پانتهآ از اونجائی که فکر میکنه خیلی بزرگ شده و میخواد از ما تقلید کنه گاهی ما رو به اسم صدا میکنه و ما تصمیم که هر وقت اینکار رو کرد جوابشو ندیم و تذکر بدیم که تا نگه مامان و بابا کسی جوابگو نیست چند روز پیش توی اتاقش بازی میکرد و منو از اونجا با لحن وفا صدا کرد و منم بهش جواب ندادم بعد از مدتی اومد پیشم و گفت مامان جون؟ .... به قول یک عزیز این پدر مامانی داره آستانه تحمل و ظرفیت ما رو میسنجه که بدونه تا کجا میتونه پیش بره
دیروز در حین بازی و نقاشی و خنده و شوخی کاسه میوه دستش بود و میخواست روی میز بذاره که میز پر بود و جا نداشت با یک صدای بلند و اخمالود و دست به کمر و انگشت اشاره رو روی هوا حرکت میداد که: "زود زود میزمو خالی کن میخوام کاسه مو روش بذارم زود زودباش" منم فوری جدی شدم و گفتم "بگو خواهش میکنم به من کمک کن میزمو خالی کنم " لحنشو کمی آروم کرد و دوباره حرفشو تکرار کرد منم با لحن قبلی تکرار کردم بلافاصله با ملایمت گفت: "مامانی خواهش میکنم کمکم کن الان کاسم میرزهها" پدرمامانی منو محک میزنه
معمولا هر روز بعد از تحویل گرفتن پانتهآ از مهد کودک توی حیاط برنامه داریم به قول خودش سه تا سرسره، سه تا تاب بعد از روی لاستیکهای رنگی کنار زمین بازی راه میره و میپره و سه تا الاکلنگ و اگه اسب سکهای درست باشه یک اسب و تازه با اکراه راضی به ترک مهدکودک میشه
دیروز وقتی تاب میخورد یک پسر بچه تقریبا لوس کنارش نشسته بود و در حالی که کیک میخورد به پانتهآ کیکشو نشون میداد مر تب تکرار میکرد: "تو نداری که" پانتهآ بهش توجه نمیکرد ولی پسره ول کن نبود آخر سر پانتهآ با ملایمت بهش گفت: " نینی دهنت خیلی کثیفه به مامانت بگو تمیزش کنه تازه وقتی دهنت پره حرف نزن" پسره خشکش زده بود.
چکناواریان برای محک ۸ الی ۱۴ آذر کنسرت میده و ما یک دفعه کنسرتشو رفتیم اجرای متفاوتی داره در بین اجرای قطعات با حضار صحبت میکرد و قطعات رو معرفی میکرد و از خودش و گروهش میگفت و از همه خواست که به علامت اون دست بزندند بعد از مدتی یک ملودی ساخته شده بود و حس خوبی ایجاد کرده بود.
بتهوون و نشر چشمه بلیطاشو میفروشند و اگه بشه ما هم خیلی دوست داریم بریم
میگن که فیلم تقاطع هم قشنگه خیلی دوست دارم ببینم.
ارادتمند صفا