X
تبلیغات
یک صفا و دو وفا
داستان های یک خانواده با وفا و با صفا
سلام و نوروز مبارک

امیدوارم که در این سال مار که سال اتفاق های غیر منتظره است ، اتفاقات غیر منتظره خوب برای همه بیفتد.

آمین

وفا و صفا و پانته آ

 پانته آ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/01/20ساعت 9:30  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

بالاخره این نوروز سعید باستانی باز هم رسید در دبیرستان دوستی داشتم که اسمش سعید باستانی بود همیشه توی عید کارت تبریک هائی رد و بدل میشد این جمله "سعید باستانی " هم توش بود البته الان آمریکاست هیچ خبری هم ازش ندارم اگر یک موقعی اسم خودش رو سرچ کرد رسید اینجا بدونه که ما هم کلاسی بودیم !!!

هر سال عید من به شخصه به غیر از تبریک یک سری دعا می کردم برای همه امسال هم این رسم رو به جا می آرم  و دعا می کنیم هر کس هم موافقه یک آمین ما رو مهمان کنه

-  خدایا به همه در وحله اول سلامتی بده که اگر این رو هم بخوای از ما ایرانی ها بگیری خیلی نامردی ! یعنی آنوقت باید بپرسیم که بابا واقعا ما ایرانی ها چه هیزم تری به تو فروختیم ! که اینجوری کمر همت بستی پوستمون رو بکنی

 - خدایا بیا و بالا غیرتا ما رو از این شک و شبهه تو سال جدید در بیار بفهمیم بالاخره این مملکت رو کی داره می چرخونه به خودت قسم هر جای دیگه بود تا حالا سه سه بار به 9 بار این مملکت از هستی ساقط شده بود ولی ما چقدر پرروئی هستیم که هنوز میگیم انشاء الله گربه است ! و انصافا هیچ تغییری هم نمیکنه همه چیز آرومه ! من چقدر خوشحالم و اینها

- بار الها توی سال جدید یا پول کلانی بهمون برسون یا بیمارمون نکن چون احتمالا با شرایط موجود در صورت این تحریم ها و غیره ممکنه بر اثر زکام معمولی هم ریق رحمت رو سر بکشیم ! پس خودت هوامون رو داشته باش

- الهی اگر مصلحت میدونی ، پارسال که دعا کردم مصلحت ندونستی اما امسال جون هر کی که دوست داری بیا و اجابت کن و هم اون که من میدونم خودت هم میدونی یک کاری کن که آب و برق و گازش قطع بشه یک دفعه فاتحه ! که ما یک قرآن درست و درمان با سوز گداز بشنویم

- خدایا تا حالا سنگم نکردی یعنی یک جورائی خودت هم موافقی با این چیزهائی که گفتم پس با پرروئی تمام ادامه میدم که ما رو از شر هرچی آدم خره که فکر میکنه مخالف عقیده اش باید بمیره نجات بده ! راستی آقا خدا توی اون عرش شما نماینده ایزو 9001 یا مدیریت کیفیت وجود نداره که بدتر از شرکت های خودرو سازی ما فقط به کمیت فکر کردی و به کیفیت فکر نکردی ؟ آخه به جای 7 میلیارد آدم 700 میلیون خلق میکردی با استاندارد های لازم به خدا انقدر مشکل نداشتیم تازه سرت شلوغ بشه متوجه نشی کی دعا کرده ؟ کی چی میخواد ؟ اشتباهی پول بدی به یکی عقل نداره عقل رو بدی به اونی که پول نداره ؟ یک کم فکر کن ببین اشتباه میگم ؟

- خدایا خودت میدونی که همه چیزم رو مدیونتم پس این دعاهای  من رو مثل بقیه خواننده ها خودت فیلترش کن اونهائی که فکر میکنی به حقه توی این سال 91 بالا غیرتا انجامش بده

خدایا نوکرتیم

نوروز به همه دوستان و آشنایان و خوانندگانی که از ما خوششون آمده و نیامده مبارک  

ارادتمند صفا و وفا و پانته آ 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/28ساعت 18:10  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 


امروز صبح از ساعت 1 بیدار بودیم ! البته هی چرت زدیم دوباره بلند شدیم تا ساعت 5 صبح که مراسم اهدای جوایز اسکار شروع شد . بیلی کریستال نهمین اجرای خودش را در مراسم اسکار اجرا می کرد . کلیپی درست کرده بودند که بیلی کریستال مثل زیبای خفته خوابیده بود و جرج کلونی با بوسه ای از خواب بیدارش میکنه ! و شروع میکنه فیلم های معروف را معرفی میکنه  و جزئی از اون صحنه میشه ! تمام نامزدهای بهترین فیلم را هم با موسیقی و شعر معرفی کرد و "هوگو " ساخته اسکورسیسی اولین جایزه و تا آخر بیشترین جایزه را دریافت کرد . و اوج مراسم برای ما ایرانی ها جایزه بهترین فیلم خارجی بود که خانم ساندرا بولاک معرفی کرد و فیلم " جدائی نادر از سیمین " یا همان "جدائی" را از پاکت بیرون آورد من و صفا روی آسمان بودیم و اصغر فرهادی که در کنارش  پیمان معادی و لیلا حاتمی و دختر فرهادی  بودند بلند شد و بعد از روبوسی با معادی روی صحنه رفت و اولین جایزه اسکار تاریخ ایران را از دست ساندرا بولاک گرفت ! و اول به انگلیسی از سونی پیکچرز و پخش کننده فیلم تشکر کرد و سپس به فارسی گفت : سلام به مردم خوب سرزمینم و از جیبش کاعذی در آورد  و متن انگلیسی را خواند که ترجمه آن این بود :

در این لحظه بسیاری از مردمان کشورم ما را تماشا می کنند و همگی خوشحال هستند؛ نه به خاطراهمیت دادن به ما یا به خاطر فیلم یا سازنده آن، بلکه در این دورانی که ما از جنگ صحبت می‌کنیم و ترس و رعب بین کشورهایمان رد و بدل می‌شود، نام کشورم ایران در این جا با فرهنگ و تمدن بی‌نظیرش برده می شود. 
فرهنگ غنی و باستانی کشورم زیر گرد و غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم می کنم؛ مردمی که به تمام تمدن ها و فرهنگ ها احترام می‌گذارند و هر گونه خصومت و خشمی را خوار می‌شمارند...

آقای فرهادی به خاطر این حس غروری که برای ما ایجاد کردی و نام  ایران را به نیکی و مردمی متمدن و صلح دوست معرفی کردی و باعث خوشحالی ما شدی ازت متشکریم ! و دوستت داریم 


ارادتمند وفا 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/08ساعت 9:25  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

امروز بعد از سال ها در هیاهو جشنواره شانسی به اتفاق دوستان قدیمی رفتیم جشنواره و فیلم های " خوابم میاد" و " نارنجی پوش " رو دیدیم . اولی فقط بازی اکبر عبدی فوق العاده بود و و خود فیلم چیز دندانگیری نبود ! و فکر میکنم رضا عطاران به چیزی که میخواست و دغدغه اش بود رسید ! قبلا در مصاحبه هاش گفته بود " به من یک توالت بدهید من یک فیلم می سازم " اما نارنجی پوش بازی حامد بهداد عالی ، کارگردانی مهرجوئی فوق العاده ، و فقط مهرجوئی میتونه از یک موضوع یک خطی فیلمی بسازه که دو ساعت روی صندلی نگهت داره !  

اما حال و هوای جشنواره مثل سابق نبود یا شاید ما سنی ازمون گذشته و اون هیاهو و جنجال ها رو نمی بینیم ! 

به هرحال به نظرم هر دو فیلم شاید در اکران عمومی دیالوگ ها و صحنه ها اصلاحاتی داشته باشه البته فیلم عطاران بیشتر ! و فکر میکنم اکبر عبدی برنده سیمرغ خواهد شد (هرچند بقیه فیلم ها رو ندیدم ولی بازی اگبر عبدی خیلی متفاوت و عالیه ) و همینطور حامد بهداد هم کاندید خواهد شد !

ارادتمند وفا 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/21ساعت 1:22  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

نمیدانم چقدر 8 آذر سال 76 رو یادتان میاد ،  بازی ایران و استرالیا تیم ملی خیلی خوب ، بازیکن ها عالی ، ولی نتیجه نمیگرفتیم انقدر مردم تحت فشار بودند که دیگه همه نا امید شده بودند هیچکس فکر نمیکرد بعد از باختن از ژاپن بتونیم استرالیا را در رفت و برگشت ببریم و بریم جام جهانی خلاصه وقتی ایران تو بازی برگشت نتیجه مساوی 2 بر 2 را گرفت و داور سوت رو زد انگار بغض این ملت ترکید فکر نمیکنم کسی توی ایران اون روز را فراموش کرده باشه خداداد عزیزی یک شبه قهرمان ملی شد. مردم توی خیابان می زدند و می رقصیدند . از بالای ساختمان کالای نفت کارمندها کاغذهای پیوسته پرینتر رو پرت می کردند پائین.  مردم از  پیر و جوان و هر قشری و با هر تفکری شاد بودند و یک پارچه و متحد یادش به خیر . امروز صبح برای ما مثل همان موقع بغضمون ترکید !

حدود ساعت 6 و نیم من و صفا  وقتی که مادونا اعلام کرد " دی سپریتت فروم ایرن " هر دوتا جیغ می زدیم انگار همه مشکلات سی.اسی , اجتماعی ، مالی ، نگرانی ، مریضی و..... هیچ چیز وجود نداشت اشک شوق بود که می ریختیم از این که بالاخره توی دنیای متمدن اسم ما رو به عنوان یک کشور که مردمش می فهمند و با تمام فشارها و درگیری ها هنرمندانش فیلمی می سازند که ظرف یک سال 52 جایزه بین المللی را برده و الان هم بر بالاترین نقطه سینمای جهان قبل از اسکار ایستاده .

خیلی چیزها دلم میخواد بگم از کسانی هنوز کینه دارند ، هنوز خودشان را بزرگ می بینند ، کسانی که سینما را ملعبه دست خودشون کردند ، کسانی که فیلمنامه می دزدند بعد به دیگران تهمت فح.شاء می زنند ، از کسانی که فکر می کنند خیلی می دانند و برای مطرح شدن خودشان به هر دریوزگی دست می زنند  ، کسانی که فیلم می سازند با رانت و ادعاشان چشم دنیا رو کور کرده بعد می بینی فقط جوک های جامعه رو تصویری کرده اند  ، کسانی که شب می خوابند بر اساس اتفاقات توی تخت خوابشان تصمیم می گیرند خانه ای رو ببندند یا باز کنند ، ولی فقط میگم آقای فرهادی دست مریزاد که وقتی روی سن قرار گرفتی مردم ایران را فراموش نکردی و هوشمندانه از همه کسانی که باید تشکر کردی و مردم دوست داشتنی  ایران را در راس قرار دادی . برای این شادی که به دل ما راه دادی  فرهادی عزیز ممنونیم .


ارادتمند وفا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 11:24  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

نمی دونم این اصطلاحات را کی و کجا نوشته ولی حاصل یک ذهن هوشمند و دقیق بوده بعضی ها رو باید فکر کرد تا معنی اش رو فهمید ! 


قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده
زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد
کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی
ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد
هشتگرد : ۵
خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است
وایمکس : درنگ چرا؟
خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر
شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد
گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه پلیس را خبر می کنند.
البرز: عربها به « پرز » گویند
چرا عاقل کند کاری‌:‌ یک ضرب المثل شیرازی.
هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود
غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای
قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود
پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد
مختلف : مرگ مغزی
مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند
جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست
توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن
کته ماست : آن گربه مال ماست
Saturday : روز جهانی ساطور
کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟
سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند
یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها
وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر
اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن
نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت
نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده
تهرانی: تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه

ارادتمند وفا 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/19ساعت 18:27  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

نوشتن در مورد استانبول فکر کنم با این بدقولی من , به درد عمه جانم میخوره ! فقط اون کاشی اکرام را بگم که برای این هرکسی دستش به صورت مشت داخل و خارج میشه که معلوم نباشه که داره صدقه می ده یا میگیره !

اما مطلبی که میخوام بنویسم اینه که برای خود من سئوال شده آیا با این قیمتهای دلار و سکه خرید و سرمایه گزاری صحیح است که آدم پس انداز و پولش را به خاطر سود بیشتر تبدیل کنه به سکه و دلار ؟ یا اینکه از نظر اقتصادی تبدیل ریال به هرچیزی با توجه به کاهش ارزش ریال به صرفه تره ؟ یا تحمل این نوسانات و خرید و فروش برای افراد طبقه متوسط که سرمایه ناچیزی دارند باعث عذاب و ناراحتی نمیشه ؟ یا با یک فرضیه دائی جان ناپلئونی که این کار خودشونه ! میخوان پولهای سرگردان را از دست ملت جمع کنند بعد قیمت را ثابت می کنند ؟

حقیقتش نمیدونم !!! شما چی فکر می کنید ؟ ولی چیزی که اظهر و من الشمسه اینه که بانک مرکزی با اجازه بزرگترها ری..ه !

ارادتمند وفا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/14ساعت 10:3  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

امسال خداوند قسمت کرد که دو بار به ترکیه و شهر استانبول بروم (البته مثل اینکه میگن طلبید). بار اول 6 روز در اول تابستان و همراه با خانواده و دوستان و بار دوم همین 12 روز پیش به عنوان ماموریت کاری به مدت 10 روز به خاطر  کنگره جهانی معدن در شهر استانبول و شرکت ما هم در نمایشگاه جانبی آن غرفه داشت و طبق معمول حمالی و آفتابه به دست دیگران دادن این گروه 10 نفره همراه , به عهده من بود با پست سازمانی سرپرستی و عنوان شغلی حمالی !

استانبول بسیار زیباست و اصیل یعنی شما قدمت و اصالت را در تمام شهر حس میکنی و این قدمت را با مدرنیته تلفیق کردند و با مدیریت صحیح توانستند این شهر و ترکیه نوین را بسازند به نظرم با توجه به حزب اسلامی که در راس دولت قرار دارد و توانسته به خوبی از پس مشکلات بربیاد به همه دنیای غرب نشان داده که الگوی دولت اسلامی می تواند باشد و به نظر من تمام کشورهای اسلامی خواسته و ناخواسته باید به همین سمت حرکت کنند . بگذریم زیاد سیاسی اش نکنیم .

استانبول جزء معدود شهرهای دو تکه دنیاست که در دو قاره (اروپا و آسیا ) قراردارد و جالب اینجاست که زیبا ترین و مدرن ترین بخش شهر قسمت آسیایی است که توسط یک پل معلق به بخش اروپائی متصل می شود که این پل بر روی تنگه بسفر واقع شده این تنگه در واقع دریای سیاه رو به دریای مرمره متصل میکنه ضمن اینکه قسمت اروپائی هم توسط خلیج استانبول از هم جدا میشه که شامل بافت قدیمی و بافت جدید شهره  و توسط 3 تا پل مجزا ماشین ها در این دو قسمت تردد می کنند !  اب و هوای بسیار مطبوعی دارد نه شرجی اذیت کننده و نه گرم ( البته در این زمانهائی که من اونجا بودم ) با تهران حدود 5 درجه خنک تر هست معمولا .

مردم گرم و خیلی شبیه خود ما ایرانی هستند با همان اخلاق و رفتار ! متوجه شدند که توریست برای آنها یعنی پول , یعنی اقتصاد , پس به بهترین شکل ممکن با توریست برخورد می کنند.

از لحاظ دیدنی های شهر شما وقت برای دیدن کم می آورید حتی اگر یکماه در استانبول باشید !! برای اینکه سمبل ترکیه مسجد ایا صوفیه و مسجد سلطان احمد و میدان سلطان احمد خودش اگربخواهید کامل ببینید حداقل 2 روز کار می برد ! موزه توپکاپی خداقل 2 روز کار داره ! کاخ دلمه باغچه یک روز کار میبره ! سفر با کشتی روی تنگه بسفر برای دیدن زیبائی ها روز و شب بسفر یک روز کار می بره و الی آخر !

مسجد ایا صوفیه در واقع کلیسا بوده و بیزانس در اونجا تاجگذاری کرده ولی بعد از حمله مسلمانان و تبدیل قسطنطنیه به استانبول تبدیل به مسجد میشه و جالبه که تنها مسجدی است که هم نشانه های مسیحیت و هم نشانه های اسلامی رو در کنار هم داره یعنی در مخراب اون شما هم تصویر مریم و مقدس و مسیح رو می بینید و هم منبر و قبله مسلمانان رو !!! بسیار بزرگ و زیباست این مسجد در دو طبقه ساخته شده با ارتفاع حدود 76 متر. جهت اطلاع دوستان باید بگم در صورتی که برای بازدید به ایاصوفیه رفتید نیاز به تور لیدر ندارید در داخل مسجد غرفه ای وجود دارد که می توانید دستگاه ام پی تری اجاره کنید به قیمت ده لیر و به 10 زبان از جمله فارسی تمام قسمتهای مسجد را برای شما توضیح می دهد .

نکته 1 : اگر با تورهای ایرانی به مسافرت می روید به هیچ وجه به تورهای روزانه آنها اعتماد نکنید چون هم کلاه بردارند هم ما ایرانی ها برعکس تمام ملل دنیا فقط ادعا داریم و اصلا با هم نمی سازیم هر کدام برای خودمون یک داستان داریم !!!

حاشیه های قسمت اول سفرنامه

سیستم حمل و نقل استانبول بسیار عالی است یعنی هم اتوبوس هم تاکسی هم تراموا هم مترو و هم تاکسی هائی وجود دارند که بهشان می گویند "دولموش " به وفور یافت می شوند . تاکسی از همه گرانتر و اتوبوس ارزان ترین وسیله است و به راحتی و سرعت قابل دسترسی. تاکسی ورودیه آن دو نیم لیر و بستگی به مسافت اضافه می شود دولموش هر کورس 2 لیر تراموا هر مسیر 2 لیر و اتوبوس یک لیر و هفتاد قروش .

شهر از نظر تمیزی مثل تهران خودمون با این تفاوت که شهرداری استانبول خیلی سعی میکنه که کارش رو به نحو احسن انجام بده

من فکر میکنم بالاترین آمار دختران و زنان سیگاری رو استانبول داشته باشه حداقل از هر 5 نفر خانم 4 نفر سیگاری هستند

برای اینکه قیمتها دست شما بیاد باید بگم هر لیر 700 تومان ماست

دین امری است کاملا شخصی در ترکیه من خودم دیدم که دو تا دختر خانم حدود 20 ساله یکی با حجاب کامل و لباس پوشیده (البته نه چادر ) کت و شلوار و روسری که به هیچ وجه یک تار مو اون هم پیدا نبود  با دوستش که یک دختر خانم که لباسش یک شلوارک کوتاه و یک تاپ بود با دمپائی لای انگشتی توی خیابان قدم میزدند و بسیار صمیمی .

به نظرم اولین صندوق صدقات در استانبول و بازار قدیم اون وجود دارد که به اسم " کاشی اکرام " معروف است سوراخی است به اندازه مشت دست که داخل آن به شکل کاسه است و رسم بر این است که هرکسی پولی میخواد صدقه بدهد باید دستش مشت برود داخل و مشت بیرون بیاد ! اگر گفتید چرا ؟

...

پایان قسمت اول

ارادتمند

وفا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/30ساعت 0:40  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

ترول (Troll) یک اصطلاح اینترنتی است و به کسانی اطلاق می‌شود که در جوامع آنلاین مثل فروم‌ها یا بخش کامنت‌های یک سایت، پیام‌هایی بی‌ربط، ناراحت کننده و فتنه آمیز ارسال می‌کنند با این هدف اصلی که بقیه را وادار به عکس‌العمل‌های احساسی کنند و باعث بحث‌های بی‌ربط به موضوع اصلی شوند. این کلمه می‌تواند هم به شکل اسم برای فرد ارسال کننده بکار رود و هم به شکل فعل برای خود عمل (مثلا ترول‌ورزی یا ترول کردن).

برای مثال ممکن است یک نفر عمدا در مطالب خودش غلط دیکته‌ای بگذارد تا دیگران را تحریک به صحبت در این مورد کند یا اگر هوش بیشتری داشته باشد، در متنی که ظاهرا تلاش می‌کند غلط‌های دیکته‌ای و دستوری دیگران را اصلاح کند چند غلط بگنجاند تا بقیه شروع به دادن جواب‌های احساسی کنند و بحث از موضوع اصلی منحرف شود. در شکل‌های مفهومی، ممکن است یک نفر در مورد خلقت جهان و نظرش در این باره حرف بزند یا در یک سایت با مطالب فنی، بحث تکراری مقایسه لینوکس و مک و ویندوز را بدون ربط به پست اصلی و بدون دلایل منطقی و فقط به قصد دعوا، مطرح کند.

در اینباره که چرا بعضی‌ها ترول‌ورزی می‌کنند نظرات مختلفی هست ولی سندروم‌های رفتار ضداجتماعی و حس کنترل بر احساسات دیگران از طرف آدم‌های ضعیف، از تئوری‌های ارائه شده هستند.

اگر شما اهل اینترنت و وبلاگ گردی باشید حتما به این پدیده برخورد کردید به نظر شما چقدر از اهالی این دنیای مجازی به خصوص ایرانی ترول ورز هستند ؟ و چرا ؟ من اعتراف میکنم خودم گاهی ترول می کنم و شاید خندیدن از عصبانیت دیگران برای هیچ ! یعنی با یک کامنت من طرف از زور عصبانیت هرچی دلش میخواد میگه ! شاید اون عصبانیت برای خودش هم خوبه حداقل اینه که خودش رو تخلیه میکنه ! اعتراف میکنم حداقل 2 وبلاگ را که صاحبانش خیلی قربان صدقه خودشون می رفتند با 2 یا 3 کامنت تعطیل کردم ! واقعا اون موقع نمیدونستم سندروم رفتارهای ضد اجتماعی دارم ! ولی اون چیزی که به ذهنم می رسید و واقعا نظرم بود را نوشتم همینطور هم بارها شده که دیگران با کامنت ها باعث شدند با عصبانیت جواب بدهم ولی در این جنگ لفظی کم نیاوردم !

اما الان متوجه شدم در قبال این رفتار باید به سرعت بحث را خاتمه داد و عصبانیت و عکس العمل باعث موفقیت ترول ورز می گردد !

حالا شما صادقانه چقدر ترول کردید و چقدر ترول ورز هستید ؟ و خارج از دنیای مجازی چقدر ترول ورز هستیم ؟ و چرا ؟

 

ارادتمند وفا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/16ساعت 9:43  توسط صفا و وفا و پانته آ  | 

دیروز روزنامه روزگار را دیدم که عکس صفحه اول عکس رئیس جمهور محبوب در حال اخم و با انگشت سبابه در حال اشاره به دور و عقیق روی انگشت حلقه هم خودنمائی میکند با کاپشن معروف و جملاتی را از زبان ایشان نوشته بود که در دیدار از کارکنان صدا سیما بیان کرده بودند

 http://roozegardaily.com/pdf/90-05-09/pdf.html

- بعضی ها فکر می کنند هفت میلیارد نفر جهنمی هستند و فقط او بهشتی است !

- بعضی ها در کشور جولان می دهند و تصور می کنند حزب الهی و انقلابی هستند و دیگر راحتند !

- آنان که مدعی دینداری هستند مرزها را می شکنند چرا که آدمهای بی دین تکلیفشان معلوم است ! 

به نظر شما یعنی چی ؟

به نظر شما در جمله اول او کیست ؟

به نظر شما چه کسانی انقلابی و حزب الهی هستند و جولان می دهند و راحتند ؟

به نظر شما کدوم دینداری مرزها را می شکند ؟

آیا خودزنی ؟

آیا عسس بیا من و بگیر ؟

آیا ما خریم ؟

آیا من خوبم دور بری ها مشکل دارند ؟

کلا نمی فهمم یعنی جی ؟

هم اکنون نیازمند یاری زردتان هستیم ( همان رنگ مشکل دار سابق) 


ارادتمند وفا 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/10ساعت 18:28  توسط صفا و وفا و پانته آ  |